السيد محمد حسين الطهراني

94

معاد شناسى (فارسى)

كردند ، و بر روم حمله بردند و آنان را مجبور به پرداختن خراج و ماليات نمودند ؛ اينها فجايعى بود كه شرح و تفصيلش به طول مىانجامد . ليكن مورّخين و مفسّرين ، بحث در امر سدّ را مهمل گذارده‌اند كه چگونه آنها از سدّ خارج شدند ، و در اين ابحاث خود مشكلهء سدّ را حلّ نكرده‌اند ؛ چون در قرآن كه آمده است : فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً * قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَ كانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا * وَ تَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ . « 1 » « يأجوج و مأجوج نمىتوانند از اين سدّ بالا آيند و از فراز آن حمله كنند و نيز نمىتوانند آن را سوراخ نموده و از نقب آن وارد شوند . ذو القرنين گفت : اين رحمتى است از جانب پروردگار من . امّا چون وعدهء پروردگار من در رسد ، اين سدّ را خُرد و با خاك يكسان خواهد ساخت ؛ و در آن هنگام كه سدّ شكست و اين دو طائفه خارج شدند ، ما بعضى را مانند موج بر روى بعضى ديگر خواهيم ريخت . » از اين آيات همانطور كه در تفاسير آمده استفاده مىشود كه اين امّت مفسد فى الارض در پشت سدّ محبوس شده‌اند ، و هيچ راهى براى خروج به سائر نقاط زمين تا وقتى كه سدّ باقى است ندارند ؛ ولى چون وعدهء خدا برسد ، خداوند آن سدّ را منهدم نموده و يا سوراخ و

--> ( 1 ) آيه 97 و 98 و صدر آيه 99 از سورهء 18 : الكهف